کارشناسی تکنولوژی وگروه های آموزشی متوسطه ناحیه 2 مشهد

زیابی برگه وسؤال امتحانی
نویسنده : محمود میری - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٧
 

 

 

 

به نام خدا

 

 

 

مطالبی در مورد ارزیابی برگه وسؤال امتحانی

 

ملاک ها

 

الف ) مشخصات ظاهری

ب  ) ادبیات طراحی سؤال

ج  ) ملاک های فنی ومحتوایی سؤال

 

 

الف  ) مشخصات ظاهری 

1- سربرگ          باید نکات لازم در سربرگ نوشته شود که عبارتند از:به نام خدا، نام نام خانوادگی،منطقه ، آموزشگاه، رشته ، نام درس ، شماره کارت، مدت آزمون، تاریخ آزمون،تعداد صفحات، ....

2- قسمت سؤالات          در قسمت سؤالات  باید  شماره ردیف ، کادر بارم، راهنمای پاسخ دهی ، دسته بندی، فضای پاسخ دهی وخوش خط بودن  لحاظ شود.

3- انتهای برگه ی سؤال         در انتها کادری برای جمع نمره ، محلی برای امضاء در نظر گرفته شده وعبارت تشکر آمیز نوشته شود.

 

 

 

ب  ) ادبیات طراحی سؤال

1- غلط املایی در متن سؤال نباشد

2- از نشانه گذاری ها وعلایم استفاده شود

3- جملات کوتاه وروان باشد

4- نکات دستوری رعایت شود

5- برداشت یکسان از سؤ ال به عمل آید

6- ابهام در متن سؤال نباشد

7- اشکال نگارشی نداشته باشد.   

 

 

 

ج  ) مشخصات فنی ومحتوایی سؤال

1- سؤالات هم نوع پشت سرهم باشد

2- هر سؤال فقط یک هدف آموزشی را بسنجد

3- طرح سؤال بر اساس اهداف کتاب باشد

4- یک سؤال یا قسمتی از یک سؤال راهنمای سؤال دیگر نباشد

5- سؤالات انشایی دامنه مشخص ومحدود داشته باشند

6-سؤالات از متن کتاب ومحتوای کتاب طراحی شود واز پرسش ها طرح نگردد

7- زمان پاسخ گویی با سرعت نوشتن دانش آموز و محتوای پاسخ تناسب داشته باشد

8- سؤالات انتخابی نباشند

9- راهنمای تصحیح داشته باشند

10- سؤالات روایی داشته باشند .( روایی یعنی میزان دقت یک وسیله اندازه گیری ) مربوط به درس مورد نظر باشد

11- سؤالات اعتبار (پایایی ) داشته باشند .(پایایی یعنی ثبات یک وسیله اندازه گیری ) در زمانهای متفاوت پاسخ یکسان به دست آید

12- سؤالات قوه ی تمیز داشته باشد .تمایز میان گروه ضعیف وقوی را نشان دهد

13- افعال منفی و اعداد برجسته شود . اعداد در صورت  وجود با واقعیت های زندگی هماهنگ باشد

14- بارم با سطح دشواری سؤال تناسب داشته باشد

15- بودجه بندی رعایت شود

16- به مهارت های یادگیری (استنباط، تفسیر ، پیش بینی ، فرضیه سازی و...) توجه شود و از سؤالات فرا دانشی استفاده شود

17- از نمودارها ،جداول واشکال استفاده شده

18- حداقل وحداکثر تعداد سؤالات رعایت شود

19 – سؤالات ، معلومات دانش آموزان در درس مربوطه را بسنجد   

20- ابتکار وخلاقیت در طرح سؤال به کار رود

 

خلاقیت یعنی فکر نو که نیازمند سه چیز است 1-انگیزه 2- دانش 3- مهارت     وموانع خلاقیت عبارت است از قضاوت وعادت

 

 

 

دو نکته ی مهم

                                                                                                                                                             اول –انواع سؤال-  الف )عینی : هم سؤال وهم جواب در اختیار دانش آموز است ( سؤالات بلی وخیر– صحیح وغلط – چندگزینه ای – جور کردنی)ب ) غیر عینی : سؤال داده می شود ،دانش آموز پاسخ می دهد  ( بلند پاسخ تشریحی – کوتاه پاسخ که یا کامل کنید است یا پرسشی )

 

دوم – انواع حیطه های یادگیری -  شناختی (دانشی) ، عاطفی (نگرشی) وحرکتی (مهارت)

 حیطه شناختی  شش سطح دارد 1- دانش-2- فهمیدن-3- به کار بستن-4- تجزیه وتحلیل-5-ترکیب-6- ارزیابی (نقد یا نظر)

 حیطه عاطفی مربوط به   جلب توجه،علاقه،تمایل،کنجکاوی ومشارکت دانش آموزان است

 و در حیطه حرکتی یامهارتی فعال بودن ،انجام کار در کلاس ،دنبال تحقیق رفتن ، به سایت ها سر زدن و...مورد نظر است.

  

بایسته های آموزش و پرورش امروز ایران  

 

 

آنچه در این نوشتار آمده است، نگاهی گذرا به بایسته ها و ضرورت های آموزش و پرورش امروز ایران است؛ نهادی که می تواند بیشترین تأثیر را در ایجاد نشانگرهای توسعه انسانی (امید به زندگی، سطح آموزش و سطح زندگی) داشته باشد. مبنای ارایه این موارد، برداشت ها، مطالعات و تجربه های شخصی نویسنده است؛ گرچه برای پرداخت هریک از موضوعات، قطعاً جای تأمل و پژوهش عمیق تر احساس می شود، اما همین مقدار نیز برای مخاطبان اصلی این نوشته (مدیران و برنامه ریزان آموزش و پرورش و فرهنگیان) مفید خواهد بود.

 

 

ناصر نادری، مؤلف این مقاله، از کارشناسان آموزش و پرورش و از فعالان حوزه ادبیات کودک و نوجوان، به ویژه در زمینه ادبیات دینی و تاریخی است.
۱- ایجاد تفکر راهبردی (استراتژیک) و آینده گرایانه در برنامه ریزی ها
ماهیت آموزش و پرورش که یکی از حوزه های اثرگذار و بنیادین فرهنگ هر کشور است، یک ماهیت «آینده گرایانه» است. لذا هرگونه برنامه ریزی و طراحی در این نهاد، باید مبتنی بر نگرش سیستمی و جامع و لحاظ عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باشد و در مراحل تکوین و پیرایش طرح ها، همراه با مطالعه عمیق و بهره مندی از تجربه های گذشته، رعایت اصول علمی و یافته های نوین، تأمین منابع (انسانی و فیزیکی) باید با «واقع بینی» و «تحلیل علمی» اقدام کرد. خصوصاً در دنیای معاصر، برای مدیریت پدیده «جهانی شدن» پیش بینی چالش های آینده ایران و جهان، براساس مطالعات دائمی، بهره مندی از عقلانیت و اتخاذ راهبردهای منطقی، بسیار ضروری به نظر می رسد. در این مسیر، استقرار مبانی نظری و فلسفی صحیح، نظارت بر طراحی استانداردها، استقرار استانداردها، کنترل عملکردها بر مبنای مدیریت «کارایی محور» ، در چارچوب «برنامه جامع یا سند ملی آموزش و پرورش» از بنیادی ترین اقدامات این حوزه خواهد بود.بدیهی است برخورد با هر طرح و برنامه- ایجابی یا سلبی- در آموزش و پرورش، اگر بدون تأمل و تعمق و نگاه آینده گرایانه و تفکر راهبردی صورت پذیرد، قطعاً آسیب زا و خطرآفرین خواهد بود. شتابزدگی، سطحی انگاری و نگاه افراطی یا تفریطی- به ویژه از روزنه تنگ و تیز سیاست- باعث آشفتگی اوضاع در آموزش و پرورش و فرصت سوزی خواهد شد در این میان، نقش حیاتی «شورای عالی آموزش و پرورش» ، نقش بی بدیلی است. اگر این شورا، با جذب کارشناسان و متخصصان شایسته و با طراحی ساختار مطلوب و ایجاد کمیته های کاری، بنابه ضرورت های عصر حاضر، به نقش سازنده خود بپردازد. در طراحی برنامه ریزی راهبردی (استراتژیک) آموزش و پرورش بیشترین تأثیر را خواهد داشت.بدیهی است در چارچوب طراحی این سند ملی، توجه به رویکردهای اساسی و فلسفه آموزش و پرورش و اهداف آن، شرایط اقتصادی و تجاری، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی (داخلی و خارجی)، نگرش های فناورانه و ارتقای تکنولوژی، ارتقای منابع انسانی و آموزش و توسعه مدیریت علمی نوین و... از مؤلفه های اساسی قلمداد خواهد شد. برای مثال، در طراحی ساختار جدید «معاونت تربیتی» ، باید همراه با واقع بینی و تحلیل علمی و جامع، تجربه های گذشتگان و ملاحظات دنیای امروز و پدیده های تربیتی آن، با دیدگاه علمی و تفکر و راهبردی و بدور از بدبینی و خوشبینی و بر مبنای نگاه متعادل علمی و ارزشی اقدام کرد.
۲- تحقق شایسته سالاری بر مبنای ایجاد «بانک اطلاعات منابع انسانی» و اصلاح سیستم مدیریت
در دنیای امروز، اقدام به هر تحول و دگرگونی و طراحی برنامه کوتاه مدت یا میان مدت، نیاز به شناخت دقیق از «وضعیت موجود» دارد تا طی فرایندی حسابگرانه به «وضعیت مطلوب» دست یافت.متأسفانه بخش عمده ای از منابع انسانی و قابلیت ها و توانایی های آنان در آموزش و پرورش از نگاه مدیران سطوح بالای آن دور افتاده است. اگر بنای مدیریت کلان بر «شایسته سالاری» و «شایسته گزینی» باشد، باید «شایسته یابی» به نحو صحیح صورت پذیرد.ایجاد «مرکز اطلاعات منابع انسانی» ، قدم اول برای بطلان شیوه گزینش مدیران بر مبنای «سلیقه» و «رابطه» و «باند» است؛ یعنی حذف انحصار طلبی (رانت).طراحی و اجرای نظام مدیریت شایستگان، بر مبنای اصول راهبردی بهبود مستمر وضعیت سیستم، و اجرای الگوی دقیق برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارزشیابی در مراحل آن، نقطه عطفی در اصلاح بنیادین و کیفیت بخشی آموزش و پرورش خواهد بود.
۳- ایجاد «بانک استانداردهای آموزش و پرورش» در آموزه های مختلف
تحقق کیفیت در هر سیستم، جز با تطبیق ورودی ها، فرایند و خروجی های آن با استانداردها (نشانگرهای مطلوبیت) استقرار نخواهد یافت و این در حالی است که، استاندارد سازی، ابزار بهبود کیفیت و ارتقاء «بهره وری» است. آموزش و پرورش ایران در همه عرصه ها نیاز به تعیین و تبیین و پایبندی به «استانداردها» دارد.با این اقدام ارزشمند، کلیه مناسبات و فعالیت ها طبق برنامه ای جامع طراحی خواهد شد و تغییر و دگرگونی در مدیران که از پدیده های رایج سیستم مدیریت است- در کلیت برنامه ها (خط مشی و راهبردها) تغییری رخ نخواهد داد.فرایند استانداردسازی باید شامل کلیه مؤلفه ها، عناصر و ارکان آموزش و پرورش: سیستم مدیریت در سطوح مختلف، مراکز مدیریت پژوهش و طراحی و برنامه ریزی آموزشی، فرایند یادگیری _ یاددهی، آموزش و تربیت معلمان، تجهیزات و فناوری آموزشی، فضای مدارس، مهارت های زندگی و محتوای برنامه درسی و ... گردد. در طراحی استانداردها، باید علاوه بر تأکید بر اهداف و ابعاد تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور، به رعایت اهداف و شرایط منطقه ای و جهانی نیز توجه داشت. در این مسیر، استفاده از تجربه ها و یافته های علمی و عملی کشورهای پیشرفته گاهی مفید خواهد بود.
۴- ایجاد «سیستم کنترل کیفیت» بر مبنای استانداردهای تعریف شده
در آموزش و پرورش، خلأ عدم کنترل و نظارت کیفی به خوبی احساس می شود. این نیاز هم در حوزه های ستادی و هم در حوزه های ... (اجرایی) وجود دارد. استانداردسازی بدون «ضمانت اجرایی» بی معنا خواهد بود و تأثیری در بهبود وضعیت سیستم نخواهد داشت. ایجاد مرکز بهره وری آموزش و پرورش (کنترل کیفیت) در ساختار آموزش و پروش و تطبیق وضعیت عملکرد بخش های مختلف با استانداردها و نشانگرهای مطلوبیت و ترسیم اثربخشی سیستم در ابعاد مختلف، ضروری به نظر می رسد.
۵- تقویت «مدیریت منابع انسانی» و تمرکز زدایی در وضعیت کلان آموزش و پرورش
مهم ترین قابلیت و مؤلفه هر سیستم، منابع انسانی آن قلمداد می شود. اگر منابع انسانی، از یادگیری یافته های علمی و پژوهشی نوین و رفتار حرفه ای شغلی بهره مند نباشند، به لحاظ رضایت شغلی، انگیزش درونی نداشته باشند و زمینه توسعه علمی و اخلاقی و شغلی آنان فراهم نگردد، قطعاً اهداف کلان سیستم تحقق نخواهد یافت. در این مسیر، بهبود مهارت های منابع انسانی در حوزه های مختلف و ارتقای سطح دانش و مهارت کارکنان (مدیران، معلمان و ..) در قالب برنامه هایی مانند: دوره های آموزشی کوتاه مدت و میان مدت، ایجاد امکان استفاده از منابع آموزشی در حوزه های مدیریتی آموزشی و برنامه ریزی آموزشی، فرایند یادگیری _ یاددهی، رسانه های آموزشی، شناخت تطبیقی سیستم های آموزش و پرورش کشورهای جهان، روان شناسی تربیتی رشد و یادگیری و ... با توجه به نقش شغلی و مسئولیت افراد در آموزش و پرورش، به صورت پیوسته، لازم و ضروری است. در بخش «انگیزش» علاوه بر تکریم معنوی شخصیت کارکنان آموزش و پرورش و خصوصاً معلمان و مدیران، با روش های مطلوب، ایجاد سیستم مطلوب برای ارتقای شغلی، بهبود وضعیت معیشتی، حقوق، درآمد و امور رفاهی (تسهیلات وام، مسکن، امکانان درمانی و بهداشتی و ...) و ادامه تحصیل با قواعد منطقی و عادلانه و منصفانه تأکید می شود. به نظر می رسد تا معضلات مربوط به «اقتصاد آموزش و پرورش» به صورت کلان و جدی حاصل نشود، بسیاری از گره ها همچنان باقی بماند. علاوه بر مدیریت منابع انسانی، ایجاد زمینه تمرکززدایی در وضعیت کلان آموزش و پرورش در بهبود سیستم مدیریت آموزش و پرورش تأثیر غیرقابل انکار خواهد داشت. تفویض اختیارات بیشتر به مراکز آموزش و پرورش استان ها، در پویایی و رشد و بالندگی استان ها تأثیر خواهد داشت و تصمیم سازی ما را واقع بینانه تر و مطابق با شرایط فرهنگی و سیاسی و وضعیت جغرافیایی و بومی استان ها خواهد ساخت. البته در این تفویض اختیار، باید در سازماندهی و هدایت کلان و رعایت جنبه های مهم فرهنگی و امنیتی و رعایت مصلحت های ملی، به منظور جلوگیری از تشتت و آشفتگی مجموعه، توجه جدی داشت. به عبارت دیگر، لازمه اجرای بهینه تمرکززدایی، تقویت و تعمیق هسته مرکزی برنامه ریزی با نگاه علمی، منطقه ای و جهانی است.
۶- تعامل بیشتر با سیستم های پیشرفته آموزش و پرورش در جهان، با تأکید بر ارزش های دینی و فرهنگ ملی
باید پذیرفت که کشورهای پیشرفته دارای ایده ها، مبانی نظری و تجربه های مفید خصوصاً در بعد «روشی» هستند. این تجربه ها را باید از راه های مختلف (سفرهای کاری خارجی، شبکه های اینترنت، حضور در مجامع علمی بین المللی، دعوت از صاحبنظران خارجی و تشکیل جلسه ها و کارگاه های آموزشی) بدست آورد. البته در همه این ارتباطات، باید با برنامه ریزی اصولی و به دور از شیفتگی یا انکار مطلق به صورت واقع بینانه و رعایت اصول دینی و آموزه های وحیانی و تأکید بر فرهنگ اصیل ایرانی، اقدام کرد. گستره انتقال دانش و تجربه دیگران، باید شامل کلیه ارکان علمی و اجرایی آموزش و پرورش باشد.
۷- تجهیز مدارس، ابزار و فناوری آموزشی نوین (IT) و ارتقا دانش و فرهنگ بهره مندی از فناوری آموزشی
گرایش امروز آموزش در جهان، گرایش به آموزش الکترونیک (آموزش مجازی) است. لازمه استفاده از فناوری آموزشی ایجاد زمینه فرهنگی و تغییر در نگرش مدیران و معلمان، تحول و ارتقاء سطح دانش و بهبود مهارت ها و توانایی های آنان است. لازمه توسعه در این حوزه و عدم ایجاد شکاف دیجیتالی در آموزش الکترونیک نسبت به سایر کشورها، ایجاد نگاه سیستمی در مدیریت متخصص و آموزش معلمان و مدیران به فناوری نوین آموزشی است. با تبدیل برنامه مکتوب آموزشی به برنامه آموزشی دیجیتالی (الکترونیکی)، نابرابری آموزشی در مناطق شهری و روستایی از بین می رود، البته لازمه اجرای آن، ایجاد زیرساخت های فنی، مخابراتی و مدیریتی در کلیه استان ها و مراکز آموزشی شهری و روستایی است. ارتقاء سطح دانش زبان انگلیسی از ضرورت های امروز است که برنامه ای خاص را می طلبد. البته اگر ایجاد بستر آموزش الکترونیک در مدارس و استفاده معقول از رایانه در آموزش و برنامه آموزشی، همراه با بازشناسی و استانداردسازی فضای مدارس، با توجه به اهداف آموزش و پرورش و نیازهای متفاوت دانش آموزان و رویکردهای جدید آموزش و پرورش همچون : خلاقیت و تفکر انتقادی، مشارکت و کار گروهی و ... باشد، اقدامی شایسته تر و ماندگارتر خواهد بود. ضمن این که بهره مندی از فضای مجازی در آموزش، در عین کارکردهای مثبت، دارای آسیب هایی خواهد بود. شناسایی تهدیدها، خصوصاً در حوزه تهدید هویت فردی و کلی دانش آموزان، کاری مهم و حساس می باشد.
۸. تولید «برنامه ملی آموزش» با توجه به معیارهای جهانی و تأکید بر مبانی نظری و فرهنگ بومی کشور
در حوزه آموزش، طراحی و تولید «برنامه ملی آموزش» (نقشه کلی یادگیری _ یاددهی)، با لحاظ عناوین مختلف دروس، در مقاطع، دوره ها و پایه های تحصیلی، با لحاظ رسانه های متنوع و مکمل آموزشی (کتاب درسی، کتاب آموزشی، کتاب کمک درسی، شبکه آموزش،
CD آموزشی، مجله آموزشی و...) و سهم بندی و ارتباط طولی و عرضی آنها، با رعایت اصول ارزشیابی آموزشی، روان شناسی، جامعه شناسی، زیبایی شناسی و اهداف آموزش و پرورش و تفاوت های فردی دانش آموزان و... اساسی ترین اقدام است.در این مسیر، ضمن تأکید بر رویکردهای تلفیقی و بین رشته ای، مهارت در زندگی و کار در جامعه امروز (زندگی در قرن ۲۱)، استفاده از تجربه های جهانی و سیستم های مترقی آموزش و پرورش در جهان، نباید از نیازهای آتی جامعه در حوزه های صنعتی و تجارتی، فرهنگی و سیاسی غافل ماند.بدیهی است، بررسی علم تناسب محتوای برنامه درسی _ آموزشی و عناوین برخی رشته های تحصیلی با نیازهای جامعه فعلی و کم توجهی به آموزش و مهارت های زندگی در برنامه آموزشی، از نکات مهم این بخش خواهد بود.طراحی برنامه ملی آموزش در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، باید مبتنی بر اصول و ویژگیهای پژوهشی و واقعی باشد؛ اصول همچون تقویت تفکر خلاق و تفکر نقاد، تقویت هویت ملی، تقویت ذوق هنری و زیباشناختی، تأکید بر استقلال عقلانی و یادگیری مداوم و....

ناصر نادری

 

 

قوق معلّم و متعلّم

 

 

 علم نور و روشنائی و معلّم تابانندة این نور در تاریکی دل مشتاقان معرفت است که در راه رسیدن به حقیقت قدم بر می‌دارند و از این رو از جایگاهی بس بلند و رفیع برخوردار می‌باشد. در مکتب متعالی اسلام که اولین معلم آن ذات باری تعالی و اولین دانش آموزش حضرت ختمی مرتبت پیامبر مکرّم اسلام است، مقامی بس متعالی برای معلّم در نظر گرفته شده تا آن جا که پیامبر اسلام فرموده‌اند: «من تَعلَّمتَ منه حرفاً صِرْتَ لهُ عبداً»؛ از هر کسی حرفی آموختی بندة او می‌گردی.[1] گویا بعد از حضرت حقّ (جلّ وعلا) آنانی که شایستگی مولی بودن برای بشر را دارند و انسان باید در مقابلشان سر تعظیم فرود آورده و خاضع باشد معلّمانند، که اولین و بالاترین معلمین بشر انبیاء عظام و اوصیاء مکرّم‌شان می‌باشند، آنان که با تحمل تمام سختیها از همه چیز خود گذشتند تا بشر را از خواب غفلت بیدار و از گرداب جهل و نادانی رهائی بخشند. از طرف دیگر جویندة علم و فراگیرندة دانش نیز دارای مقامی بس عظیم است تا جائی که به فرمودة نبی مکرّم اسلام فرشتگان بالهای خود را همچون فرش به زیر پای طالب علم پهن می‌کنند و با شور و شعفی توصیف نشدنی او را احاطه می‌نمایند.[2]

حال با توجه به مقام و منزلت معلّم و متعلّم (دانشجو و دانش آموز) هر کدام از حقوقی برخوردارند و این جایگاه موجب می‌گردد که بر دوش هر یک نسبت به یکدیگر و دیگران نسبت به آنها وظائفی نهاده شود، که با توجه به کلام معصومین ـ علیهم السّلام ـ به بیان آن می‌پردازیم.

مراد از واژة حقّ:

قبل از ورود به بحث لازم است توضیح کوتاهی دربارة مراد از واژة «حقّ» داده شود. «حقّ» دارای یک مفهوم حقوقی است به معنای این که: «امری اعتباری که به نفع کسی بر عهدة دیگری وضع می‌شود و مستلزم الزام و تکلیف است.» «حق» در این معنی یک حکم حقوقی است و ضامن اجرائی بیرونی را می‌طلبد و مربوط به تأمین مصالح دنیوی افراد جامعه است، ولی مراد از «حقّ» در این بحث مفهوم حقوقی آن نیست، بلکه منظور مفهوم اخلاقی آن می‌باشد و مراد از آن وظائفی است که اخلاق و وجدان درونی انسانها حکم می‌کند که نسبت به معلّم به جا آورند، که این احکام صرفاً ضامن اجرای درونی می‌خواهد و هدف در آنها تأمین مصالح معنوی انسان و رساندن انسان به کمال و قرب الهی است.[3]

حقوق معلّم:

1. آموزگار به منزلة مالک و مولای انسان: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر کس به شخصی مسأله‌ای بیاموزد، مالکش می‌گردد. گفته شد:‌ آیا حقّ خرید و فروش او را هم دارد؟ حضرت فرمودند: نه، بلکه امر و نهی می‌نماید.[4]

یعنی دانش آموختگان باید مطیع اوامر و نواهی معلّمان باشد.

2. فروتنی در برابر معلّم و دانشمند: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «در برابر دانشمند فروتنی کنید واو را بالا ببرید...».

3. حقوق معلّم از رسالة حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :

«و امّا حقُّ سائسکَ بالعِِلمِ، التّعظیمُ له و التَّوقیر لمجلسهِ و حسنُ الاستماع الیه و الاقبالُ علیه و أنْ لا ترفعَ صوتَک و أن لا یُجیب أحداً یسألهُ عن شیءٍ حتّی یکون هو الذی یُجیب و لا تُحدِّثَ فی مجلسهِ أحداً و لا تغتابَ عندَهُ احداً و أن ترفَعَ عنه اذا ذُکرَ عندکَ بسوءٍ و أن تستُر عیوبَهُ و تُظهِرَ مناقِبَه و لا تجالِسَ لَهُ عدوّا ًو لا تعادی لَه ولیّاً فاذا فَعلتَ ذلک شَهِدَ لک ملائکةُ الله بأنّکَ قصدتَهُ و تَعلَّمتَ علمَهُ للهِ جلَّ اسمُهُ لا للنّاس»؛[5] مراد از «سائس بالعلم» در بیان حضرت همان معلّم است، چنان چه در کتب لغت، «سائس» مترادف کلمة «قیّم» به معنای برپا دارنده، وادار کنندة چیزی است.[6] حضرت در این بیان گهربار برخی از حقوق معلم را متذکر می‌گردند که عبارتند  از: بزرگ شمردن او، محترم شمردن مجلس درسش، خوب گوش دادن به درسش و توجه کامل داشتن به او، جواب ندادن به پاسخ سؤال کنندگان تا خود او خود پاسخ بگوید، صحبت نکردن با کسی در مجلس درس استاد، غیبت نکردن در نزد او، و به عبارتی حفظ حریم معنوی استاد تا جائی که نکند شاگرد به طور ناخواسته موجب شود استادش غیبتی را بشنود و درجه‌ای از درجات معنوی او کاسته شود و یا مجبور به تندی با شاگرد در نهی او شود. هر گاه در حضور شادگر از استاد به بدی یاد شود از او دفاع نماید، پنهان کردن عیوب استاد و آشکار نمدون فضائلش، نشست و برخاست نکردن با دشمنانش و دشمنی نکردن با دوستانش.

ج. سیرة عملی پیشوایان دین در پاسداشت حقوق معلّم:

ائمه بزرگوار دین علاوه بر ترغیب مردم به پاسداشت حقّ دانشمندان و معلّمین خود نیز در این زمینه پیشقدم بوده‌اند. مرحوم مجلس نقل می‌کند که: «مردی به نام عبدالرحمن سلمی، سورة حمد را به یکی از فرزندان امام حسین ـ علیه السّلام ـ آموخت، پس چون فرزند سورة حمد را برای پدر تلاوت نمود، امام حسین ـ علیه السّلام ـ هزار دینار طلا و هزار حلّة گرانبها به او عنایت کرده و دهانش را پر از جواهر ساخت، وقتی خواستند دراین باره با آن حضرت بحث و گفتگو کنند، فرمود: بخشش من کجا می‌تواند با عطای او یعنی آموزش او برابری کند.»[7]

در بیان دیگری امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: شخصی مردی را به حضور امام چهارم ـ علیه السّلام ـ آورده، مدعی شد که این مرد پدرم را کشته است. او نیز به قتل اعتراف کرد، پس از اعتراف، قصاص بر وی واجب شد، امام ـ علیه السّلام ـ از او خواستند که مرد قاتل را عفو کند، امّا او راضی نشد. امام علی به ولیّ دم فرمود: اگر این مرد فضل و بخششی در مورد تو داشته است، به پاس خدمت قبلی از جنایت او درگذر. او گفت: او مرا به یکتائی خدای بزرگ بزرگ و نبوّت حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامت علی و سائر ائمه ـ علیهم السّلام ـ آشنا ساخته است، لکن من به این حقّ تنها از قصاص او صرفنظر می‌کنم ولی دیة پدرم را می‌خواهم. حضرت فرمودند: آیا گمان می‌کنی این خدمت بزرگ با خون پدرت برابری نمی‌کند؟ به خدا قسم این خدمت با خون تمام اهل زمین از اولین و آخرین، غیر از انبیاء و ائمه برابری می‌کند. و بالاخره امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با مواعظ خویش او را راضی کرد و او از دیة پدرش درگذشت.[8]

حقوق متعلّم:

در فرهنگ اسلام همانطور که برای معلّم حقوقی در نظر گرفته شده، متعلّم نیز به نوبة خود از حقوقی ویژه برخوردار است. که اساتید و معلّمان در برخورد با شاگردان خویش باید با تأسی به انبیاء الهی از آنان سرمشق گرفته و با صبر و تحمل سختیها و کج فهمیهای جاهلان، تمام سحر خویش را در زدودن غبار جهل و نادانی از صفحة سفید جان بشریت به کار گیرند و بدون فخر فروشی و بخل ورزیدن جویندگان دانش را از این نعمتی که خدا در اختیار آنان قرار داده است سیراب نمایند.

در بیان حقوق متعلّم به ذکر چند کلام نورانی از معصومین ـ علیهم السّلام ـ بسنده می‌کنیم:

1. سفارش به خیر: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «مردم پیرو شمایند و مردمانی از اطراف سرزمینها به سوی شما می‌آیند تا در دین تفقّه کنند، پس هر گاه نزد شما آمدند، آنان را سفارش به خیر کنید».[9]

2. مهربانی با دانش آموز کودک: امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : «حق کودک مهربانی به او در آموزش و گذشت از وی و عیب پوشی و همراهی و یاری اوست».[10]

3. حق شاگردان در رسالة حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :

«و امّا حقّ رعیّتک بالعلم، فأن تعلمَ ان اللهَ عزّ و جلّ انما جعلک قیما لهم فیما اتاک من العلمِ و فتحَ لک من خزائنهِ، فانْ أحسنت فی تعلیم النّاس و لم تخرُقْ بهِم و لم تضجر علیهِم زادکَ اللهُ من فضلِهِ، و ان أنتَ منَعْتَ النّاسَ علمَکَ أو خرَقْتَ بهِم عند طلبِهم العلمَ بکَ، کانَ حقّا علی اللهِ عزّ وجلّ أن یسلُبکَ العلمَ و بهائهُ و یُسقط منَ القُلوبِ محلّکَ»؛[11] و امّا حقّ آان که در تعلّم رعیّت تو هستند، این است که برای خدا عزّوجلّ ؟؟؟ در دانشی که به تو ارزانی داشته و از گنجینه‌های خود بر تو ابوابی گشوده سرپرست آنان فرموده است، پس اگر در آموزش مردم نیکی کنی و با آنان تندی نکرده و تنگدلشان نسازی، خداوند از فضل و کرمش بر دانش تو می‌افزاید. و اگر مردم را از دانش خود محروم ساخته، و به هنگام درخواست آموزش آنان را تنگدل کردی، بر خدا سزاوار است که، دانش و صفای آن را از تو بازستاند و از جایگاه بلندی که در دلها داری ترا فرود آورد.

حضرت در این بیان گهربار معلّم را همچون سرپرستی مهربان برای طالبان علم می‌داند که باید در مقابل این جایگاهی که به خاطر علم به دست آورده، وظیفة سرپرستی خویش را به بهترین وجه ممکن به جا آورد و در این زمینه هیچ حقّی را از جویندگان علم و دانش ضایع نگرداند.

 

 

مهدی رحیمی

 

[1] . عوالی اللّئالی، محمد بن علی بن ابراهیم احسائی، ج 1، ص 293، ح 163، مطبعه سید الشهداء، قم، 1403 ق.

[2] . منبة المرید، ص 13، شهید ثانی، چ جامعه مدرسین، 1363، قم؛ کنز العمال، ج 10، ص 160، حسام الدین هندی، بیروت، 1409 ق.

[3] . کتاب حقوق و سیاست در قرآن، مصباح یزدی، چ اول، ص 22، 26 و 27.

[4] . منیة المرید، ص 324.

[5] . تحف العقول، ص 260.

[6] . لسان العرب، ج 6، ص 10، نشر ادب حوزه، قم، 1405 ق.

[7] . بحار الانوار، ج 44، ص 191، علامه مجلسی، بیروت، 1403 ق.

[8] . بحار الانوار، ج 2، ص 12 و 13، روایت تلخیص شده.

[9] . منیة المرید، ص 194، شهید ثانی، تحقیق رضا مختاری، دفتر تبلیغات قم، 1380؛ سنن ترمذی، ج 5، ص 30، ح 2650، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

[10] . تحف العقول، ص 270، موسه نشر اسلامی وابسته به جامعة مدرسین، چ چهارم، 1416 ق.

[11] . تحف العقول، ص 261، موسسه نشر اسلامی وابسته به جامعة مدرسین، چ چهارم، 1416 ق، تصحیح: علی اکبر غفاری.


 
comment نظرات ()