کارشناسی تکنولوژی وگروه های آموزشی متوسطه ناحیه 2 مشهد

بایسته های آموزش و پرورش امروز ایران

بایسته های آموزش و پرورش امروز ایران   

 

 

آنچه در این نوشتار آمده است، نگاهی گذرا به بایسته ها و ضرورت های آموزش و پرورش امروز ایران است؛ نهادی که می تواند بیشترین تأثیر را در ایجاد نشانگرهای توسعه انسانی (امید به زندگی، سطح آموزش و سطح زندگی) داشته باشد. مبنای ارایه این موارد، برداشت ها، مطالعات و تجربه های شخصی نویسنده است؛ گرچه برای پرداخت هریک از موضوعات، قطعاً جای تأمل و پژوهش عمیق تر احساس می شود، اما همین مقدار نیز برای مخاطبان اصلی این نوشته (مدیران و برنامه ریزان آموزش و پرورش و فرهنگیان) مفید خواهد بود.

 

 

ناصر نادری، مؤلف این مقاله، از کارشناسان آموزش و پرورش و از فعالان حوزه ادبیات کودک و نوجوان، به ویژه در زمینه ادبیات دینی و تاریخی است.
۱- ایجاد تفکر راهبردی (استراتژیک) و آینده گرایانه در برنامه ریزی ها
ماهیت آموزش و پرورش که یکی از حوزه های اثرگذار و بنیادین فرهنگ هر کشور است، یک ماهیت «آینده گرایانه» است. لذا هرگونه برنامه ریزی و طراحی در این نهاد، باید مبتنی بر نگرش سیستمی و جامع و لحاظ عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باشد و در مراحل تکوین و پیرایش طرح ها، همراه با مطالعه عمیق و بهره مندی از تجربه های گذشته، رعایت اصول علمی و یافته های نوین، تأمین منابع (انسانی و فیزیکی) باید با «واقع بینی» و «تحلیل علمی» اقدام کرد. خصوصاً در دنیای معاصر، برای مدیریت پدیده «جهانی شدن» پیش بینی چالش های آینده ایران و جهان، براساس مطالعات دائمی، بهره مندی از عقلانیت و اتخاذ راهبردهای منطقی، بسیار ضروری به نظر می رسد. در این مسیر، استقرار مبانی نظری و فلسفی صحیح، نظارت بر طراحی استانداردها، استقرار استانداردها، کنترل عملکردها بر مبنای مدیریت «کارایی محور» ، در چارچوب «برنامه جامع یا سند ملی آموزش و پرورش» از بنیادی ترین اقدامات این حوزه خواهد بود.بدیهی است برخورد با هر طرح و برنامه- ایجابی یا سلبی- در آموزش و پرورش، اگر بدون تأمل و تعمق و نگاه آینده گرایانه و تفکر راهبردی صورت پذیرد، قطعاً آسیب زا و خطرآفرین خواهد بود. شتابزدگی، سطحی انگاری و نگاه افراطی یا تفریطی- به ویژه از روزنه تنگ و تیز سیاست- باعث آشفتگی اوضاع در آموزش و پرورش و فرصت سوزی خواهد شد در این میان، نقش حیاتی «شورای عالی آموزش و پرورش» ، نقش بی بدیلی است. اگر این شورا، با جذب کارشناسان و متخصصان شایسته و با طراحی ساختار مطلوب و ایجاد کمیته های کاری، بنابه ضرورت های عصر حاضر، به نقش سازنده خود بپردازد. در طراحی برنامه ریزی راهبردی (استراتژیک) آموزش و پرورش بیشترین تأثیر را خواهد داشت.بدیهی است در چارچوب طراحی این سند ملی، توجه به رویکردهای اساسی و فلسفه آموزش و پرورش و اهداف آن، شرایط اقتصادی و تجاری، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی (داخلی و خارجی)، نگرش های فناورانه و ارتقای تکنولوژی، ارتقای منابع انسانی و آموزش و توسعه مدیریت علمی نوین و... از مؤلفه های اساسی قلمداد خواهد شد. برای مثال، در طراحی ساختار جدید «معاونت تربیتی» ، باید همراه با واقع بینی و تحلیل علمی و جامع، تجربه های گذشتگان و ملاحظات دنیای امروز و پدیده های تربیتی آن، با دیدگاه علمی و تفکر و راهبردی و بدور از بدبینی و خوشبینی و بر مبنای نگاه متعادل علمی و ارزشی اقدام کرد.
۲- تحقق شایسته سالاری بر مبنای ایجاد «بانک اطلاعات منابع انسانی» و اصلاح سیستم مدیریت
در دنیای امروز، اقدام به هر تحول و دگرگونی و طراحی برنامه کوتاه مدت یا میان مدت، نیاز به شناخت دقیق از «وضعیت موجود» دارد تا طی فرایندی حسابگرانه به «وضعیت مطلوب» دست یافت.متأسفانه بخش عمده ای از منابع انسانی و قابلیت ها و توانایی های آنان در آموزش و پرورش از نگاه مدیران سطوح بالای آن دور افتاده است. اگر بنای مدیریت کلان بر «شایسته سالاری» و «شایسته گزینی» باشد، باید «شایسته یابی» به نحو صحیح صورت پذیرد.ایجاد «مرکز اطلاعات منابع انسانی» ، قدم اول برای بطلان شیوه گزینش مدیران بر مبنای «سلیقه» و «رابطه» و «باند» است؛ یعنی حذف انحصار طلبی (رانت).طراحی و اجرای نظام مدیریت شایستگان، بر مبنای اصول راهبردی بهبود مستمر وضعیت سیستم، و اجرای الگوی دقیق برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارزشیابی در مراحل آن، نقطه عطفی در اصلاح بنیادین و کیفیت بخشی آموزش و پرورش خواهد بود.
۳- ایجاد «بانک استانداردهای آموزش و پرورش» در آموزه های مختلف
تحقق کیفیت در هر سیستم، جز با تطبیق ورودی ها، فرایند و خروجی های آن با استانداردها (نشانگرهای مطلوبیت) استقرار نخواهد یافت و این در حالی است که، استاندارد سازی، ابزار بهبود کیفیت و ارتقاء «بهره وری» است. آموزش و پرورش ایران در همه عرصه ها نیاز به تعیین و تبیین و پایبندی به «استانداردها» دارد.با این اقدام ارزشمند، کلیه مناسبات و فعالیت ها طبق برنامه ای جامع طراحی خواهد شد و تغییر و دگرگونی در مدیران که از پدیده های رایج سیستم مدیریت است- در کلیت برنامه ها (خط مشی و راهبردها) تغییری رخ نخواهد داد.فرایند استانداردسازی باید شامل کلیه مؤلفه ها، عناصر و ارکان آموزش و پرورش: سیستم مدیریت در سطوح مختلف، مراکز مدیریت پژوهش و طراحی و برنامه ریزی آموزشی، فرایند یادگیری _ یاددهی، آموزش و تربیت معلمان، تجهیزات و فناوری آموزشی، فضای مدارس، مهارت های زندگی و محتوای برنامه درسی و ... گردد. در طراحی استانداردها، باید علاوه بر تأکید بر اهداف و ابعاد تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور، به رعایت اهداف و شرایط منطقه ای و جهانی نیز توجه داشت. در این مسیر، استفاده از تجربه ها و یافته های علمی و عملی کشورهای پیشرفته گاهی مفید خواهد بود.
۴- ایجاد «سیستم کنترل کیفیت» بر مبنای استانداردهای تعریف شده
در آموزش و پرورش، خلأ عدم کنترل و نظارت کیفی به خوبی احساس می شود. این نیاز هم در حوزه های ستادی و هم در حوزه های ... (اجرایی) وجود دارد. استانداردسازی بدون «ضمانت اجرایی» بی معنا خواهد بود و تأثیری در بهبود وضعیت سیستم نخواهد داشت. ایجاد مرکز بهره وری آموزش و پرورش (کنترل کیفیت) در ساختار آموزش و پروش و تطبیق وضعیت عملکرد بخش های مختلف با استانداردها و نشانگرهای مطلوبیت و ترسیم اثربخشی سیستم در ابعاد مختلف، ضروری به نظر می رسد.
۵- تقویت «مدیریت منابع انسانی» و تمرکز زدایی در وضعیت کلان آموزش و پرورش
مهم ترین قابلیت و مؤلفه هر سیستم، منابع انسانی آن قلمداد می شود. اگر منابع انسانی، از یادگیری یافته های علمی و پژوهشی نوین و رفتار حرفه ای شغلی بهره مند نباشند، به لحاظ رضایت شغلی، انگیزش درونی نداشته باشند و زمینه توسعه علمی و اخلاقی و شغلی آنان فراهم نگردد، قطعاً اهداف کلان سیستم تحقق نخواهد یافت. در این مسیر، بهبود مهارت های منابع انسانی در حوزه های مختلف و ارتقای سطح دانش و مهارت کارکنان (مدیران، معلمان و ..) در قالب برنامه هایی مانند: دوره های آموزشی کوتاه مدت و میان مدت، ایجاد امکان استفاده از منابع آموزشی در حوزه های مدیریتی آموزشی و برنامه ریزی آموزشی، فرایند یادگیری _ یاددهی، رسانه های آموزشی، شناخت تطبیقی سیستم های آموزش و پرورش کشورهای جهان، روان شناسی تربیتی رشد و یادگیری و ... با توجه به نقش شغلی و مسئولیت افراد در آموزش و پرورش، به صورت پیوسته، لازم و ضروری است. در بخش «انگیزش» علاوه بر تکریم معنوی شخصیت کارکنان آموزش و پرورش و خصوصاً معلمان و مدیران، با روش های مطلوب، ایجاد سیستم مطلوب برای ارتقای شغلی، بهبود وضعیت معیشتی، حقوق، درآمد و امور رفاهی (تسهیلات وام، مسکن، امکانان درمانی و بهداشتی و ...) و ادامه تحصیل با قواعد منطقی و عادلانه و منصفانه تأکید می شود. به نظر می رسد تا معضلات مربوط به «اقتصاد آموزش و پرورش» به صورت کلان و جدی حاصل نشود، بسیاری از گره ها همچنان باقی بماند. علاوه بر مدیریت منابع انسانی، ایجاد زمینه تمرکززدایی در وضعیت کلان آموزش و پرورش در بهبود سیستم مدیریت آموزش و پرورش تأثیر غیرقابل انکار خواهد داشت. تفویض اختیارات بیشتر به مراکز آموزش و پرورش استان ها، در پویایی و رشد و بالندگی استان ها تأثیر خواهد داشت و تصمیم سازی ما را واقع بینانه تر و مطابق با شرایط فرهنگی و سیاسی و وضعیت جغرافیایی و بومی استان ها خواهد ساخت. البته در این تفویض اختیار، باید در سازماندهی و هدایت کلان و رعایت جنبه های مهم فرهنگی و امنیتی و رعایت مصلحت های ملی، به منظور جلوگیری از تشتت و آشفتگی مجموعه، توجه جدی داشت. به عبارت دیگر، لازمه اجرای بهینه تمرکززدایی، تقویت و تعمیق هسته مرکزی برنامه ریزی با نگاه علمی، منطقه ای و جهانی است.
۶- تعامل بیشتر با سیستم های پیشرفته آموزش و پرورش در جهان، با تأکید بر ارزش های دینی و فرهنگ ملی
باید پذیرفت که کشورهای پیشرفته دارای ایده ها، مبانی نظری و تجربه های مفید خصوصاً در بعد «روشی» هستند. این تجربه ها را باید از راه های مختلف (سفرهای کاری خارجی، شبکه های اینترنت، حضور در مجامع علمی بین المللی، دعوت از صاحبنظران خارجی و تشکیل جلسه ها و کارگاه های آموزشی) بدست آورد. البته در همه این ارتباطات، باید با برنامه ریزی اصولی و به دور از شیفتگی یا انکار مطلق به صورت واقع بینانه و رعایت اصول دینی و آموزه های وحیانی و تأکید بر فرهنگ اصیل ایرانی، اقدام کرد. گستره انتقال دانش و تجربه دیگران، باید شامل کلیه ارکان علمی و اجرایی آموزش و پرورش باشد.
۷- تجهیز مدارس، ابزار و فناوری آموزشی نوین (IT) و ارتقا دانش و فرهنگ بهره مندی از فناوری آموزشی
گرایش امروز آموزش در جهان، گرایش به آموزش الکترونیک (آموزش مجازی) است. لازمه استفاده از فناوری آموزشی ایجاد زمینه فرهنگی و تغییر در نگرش مدیران و معلمان، تحول و ارتقاء سطح دانش و بهبود مهارت ها و توانایی های آنان است. لازمه توسعه در این حوزه و عدم ایجاد شکاف دیجیتالی در آموزش الکترونیک نسبت به سایر کشورها، ایجاد نگاه سیستمی در مدیریت متخصص و آموزش معلمان و مدیران به فناوری نوین آموزشی است. با تبدیل برنامه مکتوب آموزشی به برنامه آموزشی دیجیتالی (الکترونیکی)، نابرابری آموزشی در مناطق شهری و روستایی از بین می رود، البته لازمه اجرای آن، ایجاد زیرساخت های فنی، مخابراتی و مدیریتی در کلیه استان ها و مراکز آموزشی شهری و روستایی است. ارتقاء سطح دانش زبان انگلیسی از ضرورت های امروز است که برنامه ای خاص را می طلبد. البته اگر ایجاد بستر آموزش الکترونیک در مدارس و استفاده معقول از رایانه در آموزش و برنامه آموزشی، همراه با بازشناسی و استانداردسازی فضای مدارس، با توجه به اهداف آموزش و پرورش و نیازهای متفاوت دانش آموزان و رویکردهای جدید آموزش و پرورش همچون : خلاقیت و تفکر انتقادی، مشارکت و کار گروهی و ... باشد، اقدامی شایسته تر و ماندگارتر خواهد بود. ضمن این که بهره مندی از فضای مجازی در آموزش، در عین کارکردهای مثبت، دارای آسیب هایی خواهد بود. شناسایی تهدیدها، خصوصاً در حوزه تهدید هویت فردی و کلی دانش آموزان، کاری مهم و حساس می باشد.
۸. تولید «برنامه ملی آموزش» با توجه به معیارهای جهانی و تأکید بر مبانی نظری و فرهنگ بومی کشور
در حوزه آموزش، طراحی و تولید «برنامه ملی آموزش» (نقشه کلی یادگیری _ یاددهی)، با لحاظ عناوین مختلف دروس، در مقاطع، دوره ها و پایه های تحصیلی، با لحاظ رسانه های متنوع و مکمل آموزشی (کتاب درسی، کتاب آموزشی، کتاب کمک درسی، شبکه آموزش،
CD آموزشی، مجله آموزشی و...) و سهم بندی و ارتباط طولی و عرضی آنها، با رعایت اصول ارزشیابی آموزشی، روان شناسی، جامعه شناسی، زیبایی شناسی و اهداف آموزش و پرورش و تفاوت های فردی دانش آموزان و... اساسی ترین اقدام است.در این مسیر، ضمن تأکید بر رویکردهای تلفیقی و بین رشته ای، مهارت در زندگی و کار در جامعه امروز (زندگی در قرن ۲۱)، استفاده از تجربه های جهانی و سیستم های مترقی آموزش و پرورش در جهان، نباید از نیازهای آتی جامعه در حوزه های صنعتی و تجارتی، فرهنگی و سیاسی غافل ماند.بدیهی است، بررسی علم تناسب محتوای برنامه درسی _ آموزشی و عناوین برخی رشته های تحصیلی با نیازهای جامعه فعلی و کم توجهی به آموزش و مهارت های زندگی در برنامه آموزشی، از نکات مهم این بخش خواهد بود.طراحی برنامه ملی آموزش در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، باید مبتنی بر اصول و ویژگیهای پژوهشی و واقعی باشد؛ اصول همچون تقویت تفکر خلاق و تفکر نقاد، تقویت هویت ملی، تقویت ذوق هنری و زیباشناختی، تأکید بر استقلال عقلانی و یادگیری مداوم و....

ناصر نادری