کارشناسی تکنولوژی وگروه های آموزشی متوسطه ناحیه 2 مشهد

کدام سیستم آموزشی را می پسندید؟

 

(تهیه:محمد رضا شمس))

((دبیر جغرافیا ناحیه2 ))  

سیستم آموزشی بسته یا اقتدار گرایانه        سیستم  آموزش باز یا مشارکتی

 

((صفحه اول))

1 )شمیم آزادی،لذت مشارکت وشور همکاری کلاس را فرا می گیرد، در این تضارب افکار حتما چینی نازک سکوت ترک برخواهد داشت.

 

2)کار تیمی،میزان مشارکت وکیفیت یادگیری اصل قرار می گیرد.مفاهیمی چون درک، تجسم،تفکر،تعقل واستدلال ظهور می کند،همکاری گروهی جای رقابت را می گیرد.

 

3)جریان یاد گیری دو سویه می شودو معلم نقش کاتالیزوری یا همان تسهیل کننده یادگیری را بر عهده دارد.یادگیرنده در پروسه یادگیری حل می شود وقوه اظهار نظر وابتکار او شکوفا می گردد. معلم به ظاهر بی کار ترین عنصر در کلاس است که (تنها برانگیختن اذهان وپاسخ به پرسشهای احتمالی وظیفه اوست.)

 

4)ارزش نهادن  واعتماد به تجربه های فراگیر مهم و حلقه مفقود ارتباط بین محیط آموزشی ومحیط اجتماعی را تحقیق وپژوهش پر می کند و فراگیر قادر است تمامی تجربه های آموزشی خود را در جریان زندگی اجتماعی تعمیم و بکار ببرد.آموزش کاربردی وسعت می یابد وانسانهای خلاق،مبتکر وصاحب سبک در بستر این سیستم پرورش می یابند.

 

 

5)سیستم آموزشی به سمت بی اعتنایی به محفوظات حرکت ودرک مطلب،افزایش فرصت تفکر،بحث وگفتگو،کیفیت یادگیری واحترام به پیشنهادات ونظرات یاد گیرنده در فرایند اموزش نافذ می گردد.معلم در جریان یادگیری خود نیز می آموزد. این امر خود تکبر وتحکم وی را در رو ند آموزش کم می کند.   

((صفحه دوم))

6)موضوع در تدریس جای خود را به مساله می دهد که باید حل شود. یاد گیرند نه با یک مطلب بلکه با یک مشکل مواجه است که نمی تواند از کنار آن عبور کند. راه حل مساله محدود نیست ودر روند حل مشکل از تنش، اضطراب ودلهره خبری نیست.

7)برنامه و حتی محتوای آموزشی قابل انعطاف، مبتنی بر نیازهای آموزشی فراگیر و با توجه به تفاوتهای فردی و با مشارکت یاد گیرنده طراحی می شود.فراگیر نیز به دلیل همین مشارکت در طراحی خود را ملزم  و مقید به اجرای آن می داند.

8)یاد گیرند ه در جریان ارزشیابی خود شرکت دارد و حتی می تواند کار معلم را ارزشیابی کند. سنجش درک مطالب ،قدرت استدلال ،حل مساله وتوانای درک روابط علت ومعلولی روح ارزشیابی را تشکیل می دهد. سطر کتاب دیگر معیار مطلق سنجش یادگیری نیست.

 

9)سازماندهی و مدیریت مشارکتی اصل است، فراگیر لذت مشارکت رااحساس و آن را در جریان زندگی اجتماعی وسیاسی خود نیز تعمیم می دهد. در آینده نیز خود را به عنوان یک شهروند مسوول و جسور در تصمیم گیری های سیاسی واجتماعی و اقتصادی جامعه سهیم می داند وچون سرنوشت خود را با دیگران گره خورده می بیند در ترقی و نجات جامعه خواهد کوشید.به حقوق خود آشنا ودر چهار چوب آن هیچ گونه استبداد و ظلم و بی عدالتی را بر نمی تابد.

 

خروجی های این سیستم

اطمینان داشته باشید که در این سیستم انسانی متعهد،توانا،مباحثه گر،منتقد،سازنده،مدیر،خود انگیخته،پر شور ... تربیت شده که در ساختن دنیایی زیبا برای خود و فرزندان شما نقش اول را بازی خواهد کرد.

 

 

3)مدیریت‌ زمان ، (مترجم‌)کامران‌. ‌. تألیف‌ دیوید لوئیس‌. تهران‌: ققنوس‌، 1382

4)آموزش متناسب با عصر اطلاعات کرمی پور ,محمد رضا . .تکنولوژی آموزشی .فروردین 1381.

 

 

1 )قدمهای مقتدرانه،رفتار آمرانه وسخنان تحکمی معلم، فضای آموزشی را در خود بلعیده وسکوت بیداد می کند.

 

2)رقابت فردی،نمره واخذ مدرک اهرمهای اصلی کنترل وحرکت نظام آموزشی می شوند.(تغییرات کمی اهمیت می یابد)وکیفیت علم زیر گامهای مدرک گرایی له می شود.

3)تمامی جریان یادگیری به معلم ختم می شود و (او یگانه منبع علم واطلاع است).گویی آفریده شده تا اندیشه های خود را به خورد یاد گیرنده بدهد. او بر قله علم نشسته ومتعلمین باید منفعلانه تنها گوش کنند. گویی  ادامه این نقش منفعلانه متعلم در زندگی اجتماعیش  نیز مهم نیست.

 

4)سخن معلم ملاک است وبه تجربه های شخصی یادگیرنده بهایی داده نمی شود.جوانه های خلاقیت خشک و ابتکار عقیم می ماند، اعتماد به نفس در یاد گیرند ه می میرد( آموزش خسته کننده وملال آور می شود زیرا ذهن از فعالیت باز مانده است). هیچ ارتباط منطقی وکاربردی بین آموخته های یاد گیرنده ونیازهای او در زندگی اجتماعیش دیده نمی شود.

 

5)تقویت حافظه،افزایش محفوظات و تند خوانی مهم تلقی وشیوه های تدریس قرون وسطایی که در این راه موفق هستند(سخنرانی) بر نظام آموزشی غالب می شوند.نظام آموزش وپرورش نظری بر آموزش وپرورش مفهومی چیره می شود. (معلم فقط بر محفوظات خود تکیه می کند).

 

6)افکار یاد گیرنده باید در حصار سربی ومحدوده که معلم مشخص می کند(معمولا یک موضوع یا مطلب خاص) پرواز کند .حتی حدود ومرزهای یادگیری نیز مشخص شده وکتاب درسی بستر نظام آموزشی وخط قرمز یادگیری است.

7)بر نامه آموزشی غیر قابل انعطاف،یک طرفه و از قبل توسط معلم و بدون مشارکت یادگیرنده طراحی و مدیران سطوح بالا تنها عنصر لایق برای تشخیص نیازهای آموزشی هستند که باید حجم کار و تکالیف و نوع آن را مشخص کنند.

8)ارزشیابی مطلق توسط معلم انجام و یاد گیرنده مجاز به دانستن نتایج ارزشیابی خود در طول دوره نیست. ارزشیابی کار معلم توسط یادگیرنده نیز توهین قلمداد وممنوع می باشد.آنچه نیز آزموده می شود چیزی جز محفوظات،مفاهیم نظری و موردی نیست.

 

9)چون مدیریت آموزشی بر اطاعت محض استوار شده فرا گیر نقش فعال خود را در جریان یادگیری از دست می دهد و تنها موظف به پذیرش تصمیم گیری های معمولا از بالا به پایین است.به دلیل اینکه به موجودی غیر فعال تبدیل شده مهارتهای لازم  را از راه گفتگو و مشارکت به دست نمی آورد.روح اندیشیدن، جسارت،مسو ولیت شناسی،ابتکار و آگاهی در او می میرد و در اجتماع نیز به عنصری بی تفاوت و منفعل تبدیل می شود.

خروجی های این سیستم

شک نداشته باشید که در این سیستم انسانی بی مسولیت، ضعیف،سلطه  جو،مخرب،افسرده،بی تفاوت و فاقد اعتماد به نفس تربیت شده که تمام سلولهایش سرشار از محفوظات،تسلیم،ترس،اطاعت ،اضطراب و انقیاد است.

منابع:

1)وب سایت خبری مهدیس  مقاله خانم ژاله وفا http://www.mehdis.net/

 سایت پژوهشکده تعلیم وتربیت http://www.ier.ir/2)