کارشناسی تکنولوژی وگروه های آموزشی متوسطه ناحیه 2 مشهد

حقوق معلّم و متعلّم

حقوق معلّم و متعلّم

 علم نور و روشنائی و معلّم تابانندة این نور در تاریکی دل مشتاقان معرفت است که در راه رسیدن به حقیقت قدم بر می‌دارند و از این رو از جایگاهی بس بلند و رفیع برخوردار می‌باشد. در مکتب متعالی اسلام که اولین معلم آن ذات باری تعالی و اولین دانش آموزش حضرت ختمی مرتبت پیامبر مکرّم اسلام است، مقامی بس متعالی برای معلّم در نظر گرفته شده تا آن جا که پیامبر اسلام فرموده‌اند: «من تَعلَّمتَ منه حرفاً صِرْتَ لهُ عبداً»؛ از هر کسی حرفی آموختی بندة او می‌گردی.[1] گویا بعد از حضرت حقّ (جلّ وعلا) آنانی که شایستگی مولی بودن برای بشر را دارند و انسان باید در مقابلشان سر تعظیم فرود آورده و خاضع باشد معلّمانند، که اولین و بالاترین معلمین بشر انبیاء عظام و اوصیاء مکرّم‌شان می‌باشند، آنان که با تحمل تمام سختیها از همه چیز خود گذشتند تا بشر را از خواب غفلت بیدار و از گرداب جهل و نادانی رهائی بخشند. از طرف دیگر جویندة علم و فراگیرندة دانش نیز دارای مقامی بس عظیم است تا جائی که به فرمودة نبی مکرّم اسلام فرشتگان بالهای خود را همچون فرش به زیر پای طالب علم پهن می‌کنند و با شور و شعفی توصیف نشدنی او را احاطه می‌نمایند.[2]

حال با توجه به مقام و منزلت معلّم و متعلّم (دانشجو و دانش آموز) هر کدام از حقوقی برخوردارند و این جایگاه موجب می‌گردد که بر دوش هر یک نسبت به یکدیگر و دیگران نسبت به آنها وظائفی نهاده شود، که با توجه به کلام معصومین ـ علیهم السّلام ـ به بیان آن می‌پردازیم.

مراد از واژة حقّ:

قبل از ورود به بحث لازم است توضیح کوتاهی دربارة مراد از واژة «حقّ» داده شود. «حقّ» دارای یک مفهوم حقوقی است به معنای این که: «امری اعتباری که به نفع کسی بر عهدة دیگری وضع می‌شود و مستلزم الزام و تکلیف است.» «حق» در این معنی یک حکم حقوقی است و ضامن اجرائی بیرونی را می‌طلبد و مربوط به تأمین مصالح دنیوی افراد جامعه است، ولی مراد از «حقّ» در این بحث مفهوم حقوقی آن نیست، بلکه منظور مفهوم اخلاقی آن می‌باشد و مراد از آن وظائفی است که اخلاق و وجدان درونی انسانها حکم می‌کند که نسبت به معلّم به جا آورند، که این احکام صرفاً ضامن اجرای درونی می‌خواهد و هدف در آنها تأمین مصالح معنوی انسان و رساندن انسان به کمال و قرب الهی است.[3]

حقوق معلّم:

1. آموزگار به منزلة مالک و مولای انسان: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر کس به شخصی مسأله‌ای بیاموزد، مالکش می‌گردد. گفته شد:‌ آیا حقّ خرید و فروش او را هم دارد؟ حضرت فرمودند: نه، بلکه امر و نهی می‌نماید.[4]

یعنی دانش آموختگان باید مطیع اوامر و نواهی معلّمان باشد.

2. فروتنی در برابر معلّم و دانشمند: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «در برابر دانشمند فروتنی کنید واو را بالا ببرید...».

3. حقوق معلّم از رسالة حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :

«و امّا حقُّ سائسکَ بالعِِلمِ، التّعظیمُ له و التَّوقیر لمجلسهِ و حسنُ الاستماع الیه و الاقبالُ علیه و أنْ لا ترفعَ صوتَک و أن لا یُجیب أحداً یسألهُ عن شیءٍ حتّی یکون هو الذی یُجیب و لا تُحدِّثَ فی مجلسهِ أحداً و لا تغتابَ عندَهُ احداً و أن ترفَعَ عنه اذا ذُکرَ عندکَ بسوءٍ و أن تستُر عیوبَهُ و تُظهِرَ مناقِبَه و لا تجالِسَ لَهُ عدوّا ًو لا تعادی لَه ولیّاً فاذا فَعلتَ ذلک شَهِدَ لک ملائکةُ الله بأنّکَ قصدتَهُ و تَعلَّمتَ علمَهُ للهِ جلَّ اسمُهُ لا للنّاس»؛[5] مراد از «سائس بالعلم» در بیان حضرت همان معلّم است، چنان چه در کتب لغت، «سائس» مترادف کلمة «قیّم» به معنای برپا دارنده، وادار کنندة چیزی است.[6] حضرت در این بیان گهربار برخی از حقوق معلم را متذکر می‌گردند که عبارتند  از: بزرگ شمردن او، محترم شمردن مجلس درسش، خوب گوش دادن به درسش و توجه کامل داشتن به او، جواب ندادن به پاسخ سؤال کنندگان تا خود او خود پاسخ بگوید، صحبت نکردن با کسی در مجلس درس استاد، غیبت نکردن در نزد او، و به عبارتی حفظ حریم معنوی استاد تا جائی که نکند شاگرد به طور ناخواسته موجب شود استادش غیبتی را بشنود و درجه‌ای از درجات معنوی او کاسته شود و یا مجبور به تندی با شاگرد در نهی او شود. هر گاه در حضور شادگر از استاد به بدی یاد شود از او دفاع نماید، پنهان کردن عیوب استاد و آشکار نمدون فضائلش، نشست و برخاست نکردن با دشمنانش و دشمنی نکردن با دوستانش.

ج. سیرة عملی پیشوایان دین در پاسداشت حقوق معلّم:

ائمه بزرگوار دین علاوه بر ترغیب مردم به پاسداشت حقّ دانشمندان و معلّمین خود نیز در این زمینه پیشقدم بوده‌اند. مرحوم مجلس نقل می‌کند که: «مردی به نام عبدالرحمن سلمی، سورة حمد را به یکی از فرزندان امام حسین ـ علیه السّلام ـ آموخت، پس چون فرزند سورة حمد را برای پدر تلاوت نمود، امام حسین ـ علیه السّلام ـ هزار دینار طلا و هزار حلّة گرانبها به او عنایت کرده و دهانش را پر از جواهر ساخت، وقتی خواستند دراین باره با آن حضرت بحث و گفتگو کنند، فرمود: بخشش من کجا می‌تواند با عطای او یعنی آموزش او برابری کند.»[7]

در بیان دیگری امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: شخصی مردی را به حضور امام چهارم ـ علیه السّلام ـ آورده، مدعی شد که این مرد پدرم را کشته است. او نیز به قتل اعتراف کرد، پس از اعتراف، قصاص بر وی واجب شد، امام ـ علیه السّلام ـ از او خواستند که مرد قاتل را عفو کند، امّا او راضی نشد. امام علی به ولیّ دم فرمود: اگر این مرد فضل و بخششی در مورد تو داشته است، به پاس خدمت قبلی از جنایت او درگذر. او گفت: او مرا به یکتائی خدای بزرگ بزرگ و نبوّت حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامت علی و سائر ائمه ـ علیهم السّلام ـ آشنا ساخته است، لکن من به این حقّ تنها از قصاص او صرفنظر می‌کنم ولی دیة پدرم را می‌خواهم. حضرت فرمودند: آیا گمان می‌کنی این خدمت بزرگ با خون پدرت برابری نمی‌کند؟ به خدا قسم این خدمت با خون تمام اهل زمین از اولین و آخرین، غیر از انبیاء و ائمه برابری می‌کند. و بالاخره امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با مواعظ خویش او را راضی کرد و او از دیة پدرش درگذشت.[8]

حقوق متعلّم:

در فرهنگ اسلام همانطور که برای معلّم حقوقی در نظر گرفته شده، متعلّم نیز به نوبة خود از حقوقی ویژه برخوردار است. که اساتید و معلّمان در برخورد با شاگردان خویش باید با تأسی به انبیاء الهی از آنان سرمشق گرفته و با صبر و تحمل سختیها و کج فهمیهای جاهلان، تمام سحر خویش را در زدودن غبار جهل و نادانی از صفحة سفید جان بشریت به کار گیرند و بدون فخر فروشی و بخل ورزیدن جویندگان دانش را از این نعمتی که خدا در اختیار آنان قرار داده است سیراب نمایند.

در بیان حقوق متعلّم به ذکر چند کلام نورانی از معصومین ـ علیهم السّلام ـ بسنده می‌کنیم:

1. سفارش به خیر: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «مردم پیرو شمایند و مردمانی از اطراف سرزمینها به سوی شما می‌آیند تا در دین تفقّه کنند، پس هر گاه نزد شما آمدند، آنان را سفارش به خیر کنید».[9]

2. مهربانی با دانش آموز کودک: امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : «حق کودک مهربانی به او در آموزش و گذشت از وی و عیب پوشی و همراهی و یاری اوست».[10]

3. حق شاگردان در رسالة حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :

«و امّا حقّ رعیّتک بالعلم، فأن تعلمَ ان اللهَ عزّ و جلّ انما جعلک قیما لهم فیما اتاک من العلمِ و فتحَ لک من خزائنهِ، فانْ أحسنت فی تعلیم النّاس و لم تخرُقْ بهِم و لم تضجر علیهِم زادکَ اللهُ من فضلِهِ، و ان أنتَ منَعْتَ النّاسَ علمَکَ أو خرَقْتَ بهِم عند طلبِهم العلمَ بکَ، کانَ حقّا علی اللهِ عزّ وجلّ أن یسلُبکَ العلمَ و بهائهُ و یُسقط منَ القُلوبِ محلّکَ»؛[11] و امّا حقّ آان که در تعلّم رعیّت تو هستند، این است که برای خدا عزّوجلّ ؟؟؟ در دانشی که به تو ارزانی داشته و از گنجینه‌های خود بر تو ابوابی گشوده سرپرست آنان فرموده است، پس اگر در آموزش مردم نیکی کنی و با آنان تندی نکرده و تنگدلشان نسازی، خداوند از فضل و کرمش بر دانش تو می‌افزاید. و اگر مردم را از دانش خود محروم ساخته، و به هنگام درخواست آموزش آنان را تنگدل کردی، بر خدا سزاوار است که، دانش و صفای آن را از تو بازستاند و از جایگاه بلندی که در دلها داری ترا فرود آورد.

حضرت در این بیان گهربار معلّم را همچون سرپرستی مهربان برای طالبان علم می‌داند که باید در مقابل این جایگاهی که به خاطر علم به دست آورده، وظیفة سرپرستی خویش را به بهترین وجه ممکن به جا آورد و در این زمینه هیچ حقّی را از جویندگان علم و دانش ضایع نگرداند.

 

 

مهدی رحیمی

 

[1] . عوالی اللّئالی، محمد بن علی بن ابراهیم احسائی، ج 1، ص 293، ح 163، مطبعه سید الشهداء، قم، 1403 ق.

[2] . منبة المرید، ص 13، شهید ثانی، چ جامعه مدرسین، 1363، قم؛ کنز العمال، ج 10، ص 160، حسام الدین هندی، بیروت، 1409 ق.

[3] . کتاب حقوق و سیاست در قرآن، مصباح یزدی، چ اول، ص 22، 26 و 27.

[4] . منیة المرید، ص 324.

[5] . تحف العقول، ص 260.

[6] . لسان العرب، ج 6، ص 10، نشر ادب حوزه، قم، 1405 ق.

[7] . بحار الانوار، ج 44، ص 191، علامه مجلسی، بیروت، 1403 ق.

[8] . بحار الانوار، ج 2، ص 12 و 13، روایت تلخیص شده.

[9] . منیة المرید، ص 194، شهید ثانی، تحقیق رضا مختاری، دفتر تبلیغات قم، 1380؛ سنن ترمذی، ج 5، ص 30، ح 2650، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

[10] . تحف العقول، ص 270، موسه نشر اسلامی وابسته به جامعة مدرسین، چ چهارم، 1416 ق.

[11] . تحف العقول، ص 261، موسسه نشر اسلامی وابسته به جامعة مدرسین، چ چهارم، 1416 ق، تصحیح: علی اکبر غفاری.